لرستان وکاسیان

قوم لر -سکاها-کاسیتها- تبارشناسی قوم لر -فرهنگ وهنروتمدن وموسیقی لری-مناظر وطبیعت لرستان-مفرغ لرستان

نقش اسب در فرهنگ ایران باستان و واژه اسپستان

قبل از مهاجرت اصلی آریاییان و هم چنین در سراسر آسیای غربی از دریای روم تا ترکستان و دره سند، انسانهایی می زیستند که برخی از محققین آنها را " آسیایی " می نامیدند. دربین این مردم یکی از دسته های متخصص " کاسیان " بودند. اینان از زمانهای دور در کوهستان های زاگرس به ویژه در قسمت مرکزی  کوه های لرستان می زیستند. کاسیان حوالی 1750 ق . م به بابل حمله کردند که اصولا این حمله را مدیون پدید آمدن تحرک شدید در آنان و استفاده از اسب می دانند.( ن .ک. به تاج بخش، 1372، 27 )
ورود کاسی ها یا کاسیان به بابل باعث ورود اسبان اهلی به این سرزمین شد و در واقع اسب توسط هندیان و آریاییان اهلی گردید، و سپس توسط کاسیان به بابل وارد شد. ( لوکاس، 1366، 94-91 )
در اواخر هزاره سوم تا هزاره اول ق.م یافتن مقادیر متنابهی از ابزارآلات مربوط به اسب از جمله زین و یراق اسب، لگام، نشانه های مشابه سر اسب در مقابر لرستان حاکی از اهمیت اسب در زندگی مردم این منطقه است. ( ن.ک . دیاکونف، 1357 :171-170 ، استارک، 1346 :50-49 ، ماسه و دیگران، 1339 65-64 )

آشوری ها سوارکاری و اسب داری را از اقوام آریایی از جمله میتانی ها و مادها آموختند. در زمانی که آشورها اسب نداشتند، مردم نواحی زاگرس از این حیوان استفاده می کردند و این آریاییان بودند که اسب را به بابل و بعد از آن به آشور آوردند. آشور نصیر بانی پال دوم می خواست قدرت خود را در زاگرس گسترش دهد و به منابع نقره و رمه های اسب لرستان دست یابد، چرا که زمین های این نواحی مراتعی مناسب برای پرورش اسب و سایر دام ها بود. مشخص است که دزدیدن اسب نیز رواج داشته است. ( ن.ک به مشکور، 1363: 126 و زرین کوب، 1364 : 79-70 )
ورود این حیوان به قلمرو آشوریان توسط اریاییان باعث گردید که بعد و برد حمله آشوریان به مناطق دوردست گسترش یابد و همین باعث می شد تا به غنایم، اسب های راهوار جدید دسترسی یابند. در زمانی که ارابه ها را بر روی اسب حمل می کردند و ارابه ران می خواست تیراندازی کند، سوار دیگری به او کمک می کرد و در قرون بعد سواران آشوری در عین حال که زوبین یا کمان خود را به کار می بردند، می توانستند اسب را با پاهای خود هدایت کنند که تحولی در تکنیک های سواری بود ( ن. ک. به تاج بخش، 1372: 48 )
سکاها که از اقوام قدیمی ایرانی بودند و مدتها در آسیای مرکزی باقی ماندند برای هرکول، حیوانات اهلی به خصوص اسبان را با زین و برگ قربانی می کردند. آنان دامپرور بودند و زندگی را به جنگ و شکار و دامپروری می گذراندند. لباس آنها فراخ و خاص سوارکاری بود. آنان به لحاظ این که از چمنزارهای مساعد برخوردار بودند اسب ها را پرورش می دادند و برای استفاده نظامی به همسایگان خود به خصوص آشوری ها می فروختند و از این طریق ثروتمند شده و لوازم تجملی از طلا و نقره تهیه می کردند که امروزه از گورهای آنها بیرون می آید.
هنر سکاها نیز متاثر از اسب، گوزن و ببر است ( ن. ک . به گروسه، 1353 :44،34،33 ، گدار، 1365، ج 1، 219 و بورکهات، 1365 : 69 و مشکور، 1363 :196 و اومستد، 1340 : 39 و کاتالوگ موزه رضا عباسی از هزاره دوم تا سده ششم پیش از میلاد)

در شیوه زندگی آریاییان که مردمی نیمه صحرانورد و دامدار بودند، اسب جایگاه ویژه ای داشت. آنها اسب را اهلی کرده و با شخم، کشاورزی و دامداری آشنایی داشتند، خانواده و مایملک خود را در ارابه ی چهارچرخه سرپوشیده ای قرار می دادند که بعضا گاهی با اسب کشیده می شد و همیشه آماده جنگ و گریز بودند. اینان در جشن-های خود به ویژه در جشن هایی که در زندگی کشاورزان و دامداران اهمیت داشت و همین طور در موقع بروز بیماری-ها و آفات طبیعی، نشخوارکنندگان و حتی اسب را که بسیار عزیز می شمردند، قربانی می کردند. این موضوع در " ودا " ذکر شده است و در اوستا نیز به قربانی ها اشاره شده که یاد آور زندگی آریاییان در ایرانویج است. ( ن. ک . به تاج بخش، 1372، 106-85 )
نبوغ و هنرآریاییان در اهلی کردن اسب ها بود. استفاده ی گسترده از اسبان اهلی و رام شده نقش بزرگی در تغییر و تحول زندگی بشر داشت و برای این که در سواری و طی مسافت های دور بسیار مناسب بود، از نظر نظامی اهمیت یافت. آریاییان به این جانور پرقیمت دست یافتند و ابزار تمدن و برتری را در اختیار گرفته و به دوران سروری پای گذاشتند. رزمندگان ایرانی که اکنون سواران چیره دستی بودند با گردونه های اسبی خود به پهنه کارزار جهان آمدند و همان طور که گفته شد برای ایجاد گردونه ی اسبی یا گردونه ی جنگی، اختراع دیگری انجام شد و آن پیدایش چرخ بود که از بزرگترین اختراعات آدمی است. حال مهاجرت های بزرگ آریاییان از جایی به جای دیگر به کمک گردونه هایی انجام می شد که اسب ها آنها را می کشیدند و مردمی که اسب ندیده بودند از جمله " کاسی ها" با آمیزش با ایرانیان به اسب دسترسی پیدا کرده و سرانجام اسب وارد بین النهرین شد.( ن. ک به همان )

اسب و رابطه آن با کشاورزی
یونجه در زبان مادی، اسپااستا به معنی خوراک اسب گفته می شد. اصطلاحات اسب داری در میان  اقوام مختلف هند و اروپایی از همین " اسپه" مادی منشا می گرفت که خود دلیل سبقت مادها در پرورش اسب بوده است. استرابون ضمن شرح اوضاع مادها از فراوانی یونجه ی آنجا سخن می گوید. به عقیده ی  " دوکاندول " در کتاب " منشا گیاهان " یونجه ی وحشی و صحرایی از اعصار باستان در بخش های از ایران، جنوب قفقاز، بلوچستان و کشمیر بومی بود و سپس به گیاه اهلی و پرورش یافته تبدیل شد. ( دیاکونف، 1357 : 146 / پطروشفسکی، 1355: 352-351 )   
هنوز هم در بسیاری از نقاط ایران نوعی یونجه را " اسپست " یا مشتقی از آن خوانند. چنانچه در روستاهای شمال تهران آن را اسپرس می گویند. در منطقه همدان که مرکز ماد قدیم است هنوز هم یونجه کاران و یونجه کاری فراوان هستند و این محصول از آنجا به بسیاری از نقاط ایران برده می شود.

هدایا واسب     
در دو مثلث طرفین دیواره های پلکان آپادانا، 23 مجلس تصویری نمایان شده است که با توجه به نوشته های هرودت و مطابقت با این نقش ها معلوم می شود یادبود شرکت مردمان ملل مختلف امپراطوری در جشن سال نو است که هدایای نوروزی را به همراه دارند. این اشخاص بهترین محصولات ایالات خود از جمله حیوانات مختلف را به عنوان هدیه به همراه دارند که مهمترین آنها اسب است.
اسب مقیاسی برای سنجش ثروت
در گذشته در جوامع بشری پایه و مقیاس سنجش ثروت، چهارپایان بودند. وقتی به تدریج کالاها و فرآورده های مختلف ایجاد شد، مقیاسی برای ارزش های مادی اشیا و حتی برده ها معین شد که همانا حیوان بود و حتی دستمزدها را نیز براساس حیوانات قرار می دادند که در بحث از دستمزد پزشکان به آن اشاره شد. بعضی از کلمات مانند پول، سرمایه و دارایی در زبانهای لاتین و سامی نیز مشتق از چهارپایان است. چنانکه " پکونیا " از " پکون " لاتین به معنی حشم و چهارپایان  و " کاپیتالیسم " یعنی سرمایه داری از کلمه      " کاپیتال " یعنی سر حیوان ریشه گرفته است. در فارسی نیز مال یعنی ثروت به مفهوم چهارپا است. چنان که حیوانات را " مال بادی " یعنی آسیب پذیر می نامیدند. در پشت سکه های " داریک " و " شکل " هخامنشی معمولا فرورفتگی نامنظم، مربع یا مربع مستطیل یافت می شود که در آن نقوشی مانند حیوان خوابیده، سر اسب، پرنده و یا ماهی وجود دارد. ( ن.ک. به تاج بخش، 1372 : 236 )

برگرفته از تاریخ ایران وجهان

منابع
1-    تاج بخش، حسن، تاریخ دامپزشکی و پزشکی در ایران، ج 1، انتشارات دانشگاه تهران، 1372
2-    گیرشمن، رمان اس ایران از آغاز تا اسلام، محمد معین، چاپ سوم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1349
3-    واندنبرگ، لویی، باستان شناسی ایران باستان، عیسی بهنام، انتشارات دانشگاه تهران، 1345
4-    دیاکونف،ا.م، تاریخ ماد، کریم کشاورز، چاپ دوم، پیام، تهران، 1357
5-    استارک، فریا، سفرنامه الموت و لرستان و ایلام، علی محمد ساکی، انتشارات علمی، تهران، 1364
6-    ماسه و دیگران، هانری، تاریخ تمدن ایران، جواد محبی، انتشارات گوتنبرگ، تهران، 1339
7-    مشکور، محمد جواد، ایران در عهد باستان، چاپ چهارم، انتشارات اشرفی، تهران، 1363
8-    زرین کوب، عبدالحسین، تاریخ مردم ایران( ایران قبل از اسلام )، انتشارات امیرکبیر، تهران، 1364
9-    گروسه، رنه، امپراطوری صحرانوردان، عبدالحسین میکده، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1353
10-     گدار، آندره، آثار ایران، ابوالحسن سروقد مقدم، ج 1 آستان قدس رضوی، مشهد، 1365
11-    بورکهارت، تیتوس، هنر اسلامی زبان و بیان، مسعود رجب نیا، انتشارات سروش، تهران، 1352
12-    اومستد، ا.ت، تاریخ شاهنشاهی هخامنشی، محمد مقدم، انتشارات فرانکلین، تهران، 1340
13-    کاتولوگ مرکز فرهنگی و هنری رضا عباسی، آثار هنر ایران از هزاره دوم تا سده ششم ق. م. تهران، 1365
14-    پورداوود، ابراهیم، فرهنگ ایران باستان، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1356
15-    قائمی، محمد، ادبیات باستانی ایران، کتابفروشی تائید، اصفهان، 1348
16-    کریستین سن، آرتور، کیانیان، ذبیح الله صفا، چاپ چهارم، بنگاه ترجمه و نشر کتاب، تهران، 1355
17-    پورداوود، ابراهیم، یشت ها، به کوشش بهرام فره وشی، دوجلد، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1356
18-    وندیداد ( حصه سوم اوستا)، ترجمه سید محمد علی حسنی داعی الاسلام، چاپ دوم، دانش، تهران، 1361
19-    بیانی، ملکزاده، ( تاریخ سکه از قدیم ترین ازمنه تا دوره اشکانیان )، ج 1 ،چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، 1355
20-    لوکاس، هنری، تاریخ تمدن، عبدالحسین آذرنگ، ج 1، موسسه کیهان، تهران، ج1، موسسه کیهان، تهران، 1366   

هدف :یادآوری واژه اسپستان در جنوب شهر خرم اباد وارتباط ان با محل پرورش اسب در لرستان قدیم و سرزمین کاسیان !

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۱:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٩ خرداد ۱۳۸٩