لرستان وکاسیان

قوم لر -سکاها-کاسیتها- تبارشناسی قوم لر -فرهنگ وهنروتمدن وموسیقی لری-مناظر وطبیعت لرستان-مفرغ لرستان

پیرامون عصر مفرغ -تمدن مفرغ

سرزمین ایران از دیر باز مهد تمدن بوده است

کشف فلز ترکیبی (آلیاژی) مفرغ رویداد مهم دیگری است که در هزاره سوم پیش از میلاد، ایران شاهد وقوع آن بود. چند هزار سال ازکشف نخستین فلز (مس) سپری شده بود تا آن که در نیمه اول اول هزاره سوم پ.م. آثار و شواهد مربوط به پیدایش مفرغ در ایران ظاهر گشت ‎ ‏‎ طلایی‌‏‎ دوران‌‏‎ مهد‏‎ لرستان‌‏‎ کوهستانی‌‏‎ سرزمین‌‏‎ وتجلی‌‏‎ لرستان‌‏‎ سرزمین‌‏‎ در‏‎ فلز‏‎ کشف‌‏‎ کهن‌‏‎ پیشینه‌‏‎.‎می‌آید‏‎ شمار‏‎ فلزکاری‌ ، ‏‎ هنر‏‎ در‏‎ خطه‌‏‎ این‌‏‎ هنرمندان‌‏‎ خلاقیت‌‏‎ و‏‎ عمل‌‏‎ ابتکار‏‎ شده‌‏‎ موجب‏‎ تاریخ‌‏‎ دم‌‏‎ ازسپیده‌‏‎ را‏‎ هنرمندانه‌‏‎ آثاری‌‏‎ خلق‌‏‎ عنوان‌‏‎ با‏‎ جهانی‌‏‎ هنر‏‎ مطالعه‌‏‎ مبحث‌‏‎ در‏‎ رویکرد ، ‏‎ این‌‏‎.است‌‏‎ .است‌‏‎ یافته‌‏‎ شهرت‌‏‎ و‏‎ گرفته‌‏‎ قرار‏‎ توجه‌‏‎ مورد‏‎"لرستان‌‏‎ مفرغ‌های‌‏‎" ظرافت‌‏‎ بر‏‎ هنر‏‎ دنیای‌‏‎ کارشناسان‌‏‎ و‏‎ صاحبنظران‌‏‎ تاکید‏‎ مکشوفه‌‏‎ بی‌مانند‏‎ آفریده‌های‌‏‎ دست‌‏‎ این‌‏‎ هنرمندانه‌‏‎ نشان‌‏‎ را‏‎ آن‌ها‏‎ جاذبه‌‏‎ و‏‎ علمی‌‏‎ جایگاه‌‏‎ رفعت‌‏‎ لرستان‌ ، ‏‎ از‏‎ .می‌دهد‏‎ گواه‌‏‎ را‏‎ لرستان‌‏‎ مفرغی‌‏‎ اشیاء‏‎ از‏‎ پاره‌ای‌‏‎ پژوهشگران‌ ، ‏‎ نشان‌دهنده‌‏‎ نیز‏‎ و‏‎ لرستان‌‏‎ خردمند‏‎ افزارمندان‌‏‎ چیره‌دستی‌‏‎ .می‌دانند‏‎ آنان‌‏‎ علمی‌‏‎ آگاهی‌‏‎ و‏‎ تکنولوژی‌‏‎ رشد‏‎ درگام‌های‌‏‎ لرستان‌‏‎ فلزکاری‌‏‎ هنر‏‎ بودن‌‏‎ ویژه‌‏‎ خود‏‎ به‌‏‎ بسیاری‌‏‎ بر‏‎ و‏‎ معترف‌‏‎ -‎خارجی‌‏‎ هنر‏‎ از‏‎ تاثیرپذیری‌‏‎ بدون‌‏‎ -آن‌‏‎ آغازین‌‏‎ .معتقدند‏‎ راستا‏‎ این‌‏‎ در‏‎ سرزمین‌‏‎ این‌‏‎ مردمان‌‏‎ پیشتازی‌‏‎ ظاهری‌‏‎ شکل‌‏‎ علمی‌ ، ‏‎ و‏‎ هنری‌‏‎ بار‏‎ اعتقاد ، ‏‎ این‌‏‎ پشتوانه‌‏‎ "کاسی‌‏‎" معروف‌‏‎ قبایل‌‏‎ از‏‎ که‌‏‎ است‌‏‎ ارزنده‌ای‌‏‎ اشیاء‏‎ ودرونمایه‌‏‎ این‌‏‎ در‏‎ نهفته‌‏‎ پیام‌‏‎.‎است‌‏‎ مانده‌‏‎ یادگار‏‎ به‌‏‎ "کوسی‌‏‎" یا‏‎ علمی‌‏‎ آگاهی‌‏‎ علو‏‎ نمایش‌‏‎ بر‏‎ علاوه‌‏‎ گرانبها ، ‏‎ گوهرهای‌‏‎ این‌‏‎ هنری‌‏‎ تحولات‌‏‎ سیر‏‎ و‏‎ قدرتمند‏‎ هنرمندان‌‏‎ سازندگان‌ ، معرف‌‏‎ .هست‌‏‎ نیز‏‎ سرزمین‌‏‎ خطه‌ ، ‏‎ هنراین‌‏‎ ویژگی‌‏‎ وخود‏‎ لرستان‌‏‎ هنرمندان‌‏‎ پیش‌آهنگی‌‏‎ دلیل‌‏‎ است‌ ، ‏‎ شده‌‏‎ دانسته‌‏‎ قدیمی‌‏‎ بسیار‏‎ سکنه‌‏‎ از‏‎ میراثی‌‏‎ که‌‏‎ .است‌‏‎ مجاور‏‎ ملل‌‏‎ و‏‎ اقوام‌‏‎ هنر‏‎ بر‏‎ آن‌‏‎ عمیق‌‏‎ تاثیرگذاری‌‏‎ یک‌‏‎ تنها‏‎ لرستان‌‏‎ مفرغ‌های‌‏‎ معتقدند‏‎ فرهنگی‌‏‎ میراث‌‏‎ کارشناسان‌‏‎ و‏‎ نفیس‌‏‎ بزرگ‌ ، ‏‎ گنجینه‌ای‌‏‎ بلکه‌‏‎ نیستند‏‎ ساده‌‏‎ هنری‌‏‎ آفرینه‌‏‎ از‏‎ دنیایی‌‏‎ آنها ، ‏‎ از‏‎ یک‌‏‎ هر‏‎ وجود‏‎ در‏‎ که‌‏‎ هستند‏‎ گرانبها‏‎ وافکار‏‎ زندگی‌‏‎ شیوه‌های‌‏‎ هنر ، ‏‎ صنعت‌ ، ‏‎ باورها ، ‏‎ افکار ، ‏‎ با‏‎.‎است‌‏‎ نهفته‌‏‎ غیره‌‏‎ و‏‎ دینی‌‏‎ فرهنگی‌ ، ‏‎ و‏‎ اجتماعی‌‏‎ واعتقادات‌‏‎ است‌ ، ‏‎ گذشته‌‏‎ گرانبها‏‎ آثار‏‎ این‌‏‎ ساخت‌‏‎ از‏‎ سال‌‏‎ هزار‏‎ چند‏‎ که‌‏‎ آن‌‏‎ دیدگاه‌‏‎ از‏‎ آن‌ها‏‎ فرهنگی‌‏‎ و‏‎ تاریخی‌‏‎ ارزشهای‌‏‎ بر‏‎ علاوه‌‏‎ و‏‎ برخوردارند‏‎ ممتاز‏‎ جایگاهی‌‏‎ از‏‎ آفرینه‌ها‏‎ این‌‏‎ هنرشناسان‌ ، ‏‎ اوج هنر ساکنین لرستان را باید در قلب تاریخ و مفرغ های کشف شده در استان جستجو کرد. مطالعات نشان می دهد که ساکنان لرستان در فاصله عصر مس تا آغاز کشف آهن در لرستان بزرگترین صنایع دست بشر را بوجود آورده اند. امروزه مفرغ های لرستان اعجاب و تحسین همگان را برانگیخته است، به گونه ای که آن دوره را (عصر طلایی تمدن مفرغ) نام نهاده اند و لرستان را به عنوان مهد این اختراع (مهد مفرغ) لقب داده اند. امروز مفرغ های لرستان که نماد هنر ساکنان کوههای لرستان هستند زینت بخش موزه های خصوصی دنیا هستند و توانسته اند غرفه هایی جداگانه را در این موزه ها به خود اختصاص دهند. این دوره تمدنی تحت عناوین عصر مفرغ قدیم,میانه وجدید تااواسط هزاره اول قبل از میلاد ادامه می یابد. تفاوت این دوره ها جزئی و در نوع و نقش سفالهاست . اما یک مشخصه عام دارد و آن فراگیر شدن یک سنت فرهنگی واحد در مناطق گسترده ای از زاگرس است . در تمامی طول دوره فرم های همانندی در تمامی مناطق زاگرس مرکزی و جنوبی رایج می شود . تنها نقش مایه ها در مفرغ میانی و پایانی تفاوت می کند . براساس اطلاعات حفاریهای باباجان دوره IV باباجان دارای آثار این دوره( مفرغ ) است که بر روی بقایای رسوبی یک دوره فترت قرار دارد .کاسی هاو مادها برای اولین باراین صنعت رادر زندگی خودبه کار بردند.بر اساس مطالعات صاحبنظران .مفرغهای لرستان محدوده زمانی را متوسط بین 600الی 2500ق.م.را در بر می گیرند. کشف اشیاء مفرغی موجب حفر سریع گورهای دیگر در لرستان و به طبع آن سرازیر شدن اشیاء به موزه های اروپایی شد . پس از حفاریهای غیرعلمی و غیراصولی توسط اهالی ، اولین کاوش علمی توسط اریخ اشمیت در سال 1316ه.ش. در منطقه سرخ دم لری کوهدشت صورت گرفت . به دنبال آن دانشمندانی چون « ادیت پرادا » و رابرت دایسون به صورت مجزا به مطالعه و تاریخ گذاری اشیاء مفرغی پرداختند و نیز در سال 1343 لوئی واندنبرگ شرحی گویا و تحلیل گرایانه از گونه های مختلف مفرغهای لرستان ارائه داد . شاید بتوان گفت که هنر مفرغ سازی لرستان هنری بومی بوده که سرمشقهای هنرمنــدان آنجـا هم از اشیا پیرامون آنان یا نقوش سفالی گرفته شده است که با نقوش بین النهرین درآمیخته است . به گفته گیرشمن باستانشناس فرانسوی هنر حقیقی ایران هنر لرستان است … بدون شک این اشیا و صنعت مفرغ لرستان با توجه به خلاقیت فوق العاده و فن آوری ویژه ، تأثیراتی را هم از بین النهرین ( بابل ، آشور ) پذیرفته وهم تأثیراتی را بر هنر سایر اقوام نهاده است ، اما نباید در اصالت , چیره دستی وخلاقیت سازندگان آنها شک کرد . این اشیاء منتسب به قومی بنام کاسی است بر همین اساس متون آکدی از قومی بنام کاسی در هزاره دوم خبر می دهند . کاسیها(ساکنان لرستان) اقوامی با ریشه نژادی آریائی - آسیانیک از پیشتازان مهاجران اولیه به نجد ایران که پرورش دهندگان اسب و خالق اشیاء مفرغی شگفت انگیز بودند وزندگی اجتماعی مبتنی بر کوچ و مهاجرت داشته اند . ظواهر و تصاویری که نقوش آثار مفرغی را در بر می گیرد عبارتند از : گیلگمش ، انکیدو ، شیر ، گراز ، مجالس شکار ، بزکوهی ، شیر بالدار ، درخت نخل ، نقش آتشدانها ، نقش مراسم مذهبی و قربانگاه ، کرکس ، ابوالهولها ، گل آفتاب ، و نقش خورشید وار است .کشف آثار مفرغی لرستان شامل محدوده ای از لرستان ، ایلام و کرمانشاه را در بر می گیرد . در خصوص شیوه ساخت اشیاء و ابزارهای مفرغی می توان گفت که هم از شیوه قالب گیری و هم از شیوه کنده کاری استفاده شده است . آثار مفرغی لرستان به موارد ذیل دسته بندی شده اند : 1- ابزار و وسایل جنگی (تبر، تبرزین ، سرپیکان ، سرنیزه و …) 2- اشیاء نذری و مذهبی ( بتها ، طلسم ها ، سنجاقها ، پلاکها و … ) 3- ظروف 4- اشیاء زینتی ( قاب ، آینه ، کمربند ، بازوبند ، انگشتر، گوشواره ، گردنبیند و … ) تشابهات اشیاء مفرغی لرستان با اشیاء مفرغی کشورهای اروپایی چون مجارستان ، بلغارستان ، آلمان ، سویس ، شبه جزیره اسکاندیناوی و شمال فرانسه و انگلیس در موارد زیر است : 1- شاخ برنزی 2- سنجاق قفلیها 3- نقش خورشید 4- گردن بندهای مارپیچ 5- صلیب شکسته (7) مفرغ لرستان واجد مقام ویژه ای در مقوله هنر باستان است شاید به دلایلی چون خود ویژه بودن ، مقطع تاریخی شکل گرفتن آنها و نیز انتساب به قومی کوچ نشین با این غنای فرهنگی باشد . امروزه اشیاء مفرغی لرستان در اکثر مجموعه های ملی و شخصی دنیا نگهداری می شوند واکنون زینت بخش موزه های معتبری چون متروپولیتن ( نیویورک ) ، بریتیش میوزیوم (لندن) ، لوور (پاریس) ، موزه ملی ایران باستان , قلعه فلک الافلاک و..... می باشند

 

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧


تاریخچه مفرغ در خاورمیانه ، ایران و زاگرس مرکزی(لرستان)

پیشینه تاریخی

زاگرس به جهت شرایط زیست محیطی از دوران قبل از تاریخ تاکنون بستری مناسب را جهت زیست و تکامل مراحل زندگی بشر فراهم نموده است . لرستان از دوره سوم زمین شناسی شرایط اقلیمی مناسبی را برای انسان فراهم نموده است. عصر یخبندان در این محدوده حدود 150 هزار سال پیش از اروپا به پایان رسیده و پس از اتمام این دوره تدریجا بذر زندگی بر این بستر غنی جوانه زده است. مردمان خردمند زاگرس از 13 تا 12 هزار سال پیش استفاده از دانه های خوراکی را آغاز کرده و حدود 11 هزار سال پیش براهلی کردن حیوانات دست یازیده اند کشف ابزاری نظیر “ آسیاب دستی” و “ هاون ” و “ابزار داس ” نشان می دهد که مردمان زاگرس در پایان هزاره هشتم قبل از میلاد معیشتی مبتنی برکشاورزی و دامداری بوده و نخستین روستاها را در کوهپایه ها تشکیل داده اند .علاوه بر این ویژگی منطقه زاگرس در ادوار پیش از تاریخ به واسطه همجواری با ملل متمدن در بین النهرین تأثیرات فرهنگی و تمدنی از همدیگر اقتباس نموده اند . این ارتباطات به عنوان عوامل مؤثر در پیشرفت فرهنگی و تمدنی زاگرس و بین النهرین مقاطع مهمی را کاملاً تحت تأثیر قرار داده است .
   در این میان لرستان به عنوان مرکز ثقل تمدنی زاگرس و تأثیر گذار در اکثر مقاطع تاریخی نقش کلیدی و مهم در تحولات دوران پیش از تاریخ ، دوران تاریخی و دوره اسلامی ایران داشته است . غارهای پنج گانه پیش از تاریخ در خرم آباد نقوش صخره ای هومیان ، میرملاس و دوشه مربوط به قبل از تاریخ در کوهدشت ، تپه ها و محوطه های باستانی متنوع در اکثر نقاط استان حاکی از گذشته ای درخشان در این دیار است . مهمتر از همه لرستان به واسطه تمدن مفرغ واجد مقام ویژه و ممتازی در تاریخ ایران باستان است . توجه به خاستگاه فرهنگ لرستان وعناصر تشکیل دهنده آن نشانگر استعداد و نبوغ ساکنان این سرزمین لز سپیده دم تاریخ تا به امروز است . از دست ساخته های سنگی چندین هزار ساله پیش از تاریخ تا نقاشی های دیواری غارها، عصر طلایی برنز لرستان و … به نوعی نشان از توانایی وهوشمندی مردم این خطه در امر فرهنگ سازی دارد.آثار تمدنی ، معماری و هنری انبوه در سطح استان نشان از رونق و آبادانی قلمرو لرستان در دوره باستان دارد . در این راستا نوشته های مورخین و نویسندگان دوره اسلامی در توصیف شهرها و مناطق لرستان تا حدودی علمی و منطقی به نظر می رسد .|
   بعد از هجوم تازیان ، لرستان بسان سایر مناطق ایران بصورت بخشی از قلمرو مسلمانان درآمد . در قرون اول تا سوم هجری لرستان مستقیماً زیر نظر خلفای اموی و عباسی اداره می شد . در قرن 4 و 5 هجری لرستان تحت تسلط حکومتی محلی بنام آل حسنویه (348-406 هـ . ق ) در آمد. در این دوره بناهای عام المنفعه بسیاری جهت رفاه مردم ایجاد گردید، و قلعه فلک الافلاک به عنوان گنجور این سلسله انتخاب شد . در قرن 5 و 6 هـ . ق لرستان به رسم اقطاع از سوی حکومت سلاجقه به امرای آل برسق ( 550 – 437 هـ . ق ) داده شد .  این سلسله پس از به قدرت رسیدن اتابکان1 لرستان تضعیف و به خارج از لرستان رانده شد .
اتابکان لرستان (570-1006 هـ . ق ) این سلسله تا اواسط حکومت صفوی قدرت خود را حفظ نمودند .   دوره فرمانروایی آنها مقارن حکومتهای خوارزمشاهی – مغول – ایلخان – تیموریان – قرقویونلوها و آق قریلونها بوده است . مرکز حکومت آنها شهر خرم آباد و در سال 1006 توسط شاه عباس کبیر منقرض شدند. پس از منقرض شدن اتابکان سیستم والی گری جانشین  اتابکی 1 شد .در این مورد حسین خان والی پس از اتابکان به عنوان والی لرستان منصوب شد . حکومت والیان لرستان از 1006 تا 1348 هـ . ق قمری مقارن حکومتها صفوی – افشاریه – زندیه – قاجاریه و پهلوی بوده است

 


 

1. اتابگی نهادی بود که به دوره سلجوقی تعلق داشت ، اما خاستگاه اصلی آن در تشکیلات اجتماعی و آداب و رسوم ترکمنان بود . اتابگی در شکل ابتدایی خود نهادی اجتماعی بود بعدها بصورت نهادی سیاسی نظامی درآمد . اتابگ در اصل عهده دار سرپرستی آموزش و تربیت شاهزاده ای سلجوقی می شد که بر ولایتی بعنوان حاکم منصوب شده بود ، اما بعدها بر اثر تجربه امپراتوری سلجوقی و زوال قدرت سیاسی آن سلسله اتابگان در بعضی ولایات قدرت سیاسی را به طور کامل در دست گرفتند و بعضی از آنان مانند آل برسق موفق به تشکیل  سلسله ای مستقل شدند

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:۳۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧


زبان مذهب وعقاید کاسیها

زبان، عقاید و مذهب کاسیها

 

تا کنون در خصوص مذهب وعقاید دینی کاسیها اطلاعات دقیقی بدست نیامده است بعضی محققان چون جرج کامرون امریکایی معتقد هستند که کاسیها قبل از تهاجم به بابل به روهی از ایزدان آنها معتقد بوده است وی همچنین برمنشا فققازی داشتن برخی ایزدان کاسی تاکید دارد در تائید این مطلب شیپاک را برابر با “ مردوک” خدای بابل ساه sah همان شمس و هوزا یا هودا huda همانند اداد هاربه مطابق با خدای انلیل inlil بابلی بوده است. با مشاهده برخی از ایزدان قوم کاسیت می توان تا حدودی به هویت و خاستگاه دینی آنان پی برد به این صورت که تعداد زیادی از خدایان آنها اسامی هندواروپایی دارند مانند ماروتاش که می توان آنرا با واژه ماروت هندی و سوریاش را با کلمه سوریای زبان سانسکری مقایسه کرد.

 

 

از مهمترین  خدایان کاسی:

 

- خدای کاشو( خدای قبیله و نیای کاسیان شمرده می شده است

 

- شیبارو  یا شیمالی ( الهه قلل کوهستان)

 

- شوکامون یا شومو خدای آتش زیر زمینی و حامی سلام شاهی و هاربه و شیحو از خدایان معزز ومحترم بود

 

- ساخ یا شورشاش خدای خورشید کامول و الهه --------------------------

 

- ایمیریا حامی خاندان شاهی

شوکا مونا و سومالیا محافظ خاندان سلطنتی کاسی

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:٢۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :


نژاد- منشا قومی و جغرافیایی کاسیها

منشا قومی و جغرافیایی کاسیها

پروفسور مینورسکی معتقداست که اینها مردمی از سرزمین شمالی بوده اند بنام کاشوها یا کاسیها که از قفقاز به سوی کوههای البرز سرازیر شده واز آنجا به منطقه کوهستانی زاگرس کوچ کرده اند و در این محل کم کم با تمدن بابلی و شوشی آشنا شده اند.گواه منشا قومی وجغرافیای کاسیها قریب به 5 کلمه و نام خاص است که با تر جمه اکدی در متون لغوی اشوری و بابلی محفوظ است و همچنین مقداری اسامی خاص که در اسناد تجاری و اقتصادی بابلی باقی مانده و کتیبه ی شاهان که مربوط به هزاره دوم پیش از میلاد به دست مارسیده است . اکنون می توان این حدس را بیشتر محتمل دانست که کاسیها قبیله ای بودند کوهستانی و پیشه دامداری داشتند وبه زبانی به با ایلامی قرابت داشت سخن می گفتند. نام کاسی به اشکال مختلف کاشی ( کاشو) ، کوسایی، کاسپین ( قزوین)، کاسیو، کار-کاسی، اکسایا ( نام قدیم همدان) و کاسیتریس به معنی قلع یا فلزی که در ناحیه کاسیها بدست می آید.

موسس سلسه کاسی شخصی بنام گانداش بود. وی توانست با نفوذ وتسلط بر بین النهرین (بابل) بربخش پایین دست دره دیاله که در عهد “ توپ لیاش” خوانده می شد تا 1726 پ م حکومت کند.
کاسیها قریب به 500 سال تسلط کاملی بر بین النهرین داشتند.
از پادشاهان وشهریاران کاسی می توان به :
1- آگوم بزرگ (1725-1704 پ.م)
2- کاش تی لیاش اول(1704-1683 پ-م)
3- اوشی (1682- 1674 پ.م)
4- ابی راتاش(اواسط قرن هفدهم پ.م)
5- اورشی تورماش (پایان قرن هفدهم پ.م)
از جمله شاهان برجسته کاسی می توان به آگوم بزرگ ملقب یه “ کاک رمه” ( به معنی شمشیر رحمت) خود را {خلف نورانی خداوند} و پادشاه کاسیها ، اکدیان و کشور پهناور بابل ،پادان و المان( حلوان) و پادشاه “گوتیان بی خرد ” برشمرد وی موسس سلسله نوین شاهان کاسی بابل در آغاز قرن شانزدهم بیش از میلاد بود.

مذهب و عقاید دینی کاسیها

تا کنون در خصوص مذهب وعقاید دینی کاسیها اطلاعات دقیقی بدست نیامده است بعضی محققان چون جرج کامرون امریکایی معتقد هستند که کاسیها قبل از تهاجم به بابل به روهی از ایزدان آنها معتقد بوده است وی همچنین برمنشا فققازی داشتن برخی ایزدان کاسی تاکید دارد در تائید این مطلب شیپاک را برابر با “ مردوک” خدای بابل ساه sah همان شمس و هوزا یا هودا huda همانند اداد هاربه مطابق با خدای انلیل inlil بابلی بوده است. با مشاهده برخی از ایزدان قوم کاسیت می توان تا حدودی به هویت و خاستگاه دینی آنان پی برد به این صورت که تعداد زیادی از خدایان آنها اسامی هندواروپایی دارند مانند ماروتاش که می توان آنرا با واژه ماروت هندی و سوریاش را با کلمه سوریای زبان سانسکری مقایسه کرد .
واژه اخیر را با هلیوس یونانی hlios و کلمه باگاس خدای کاسی را با گاس =(بگ و بغ فارسی) پارسی باستان از یک ریشه دانسته اند به احتمال زیاد این شواهد حکایت از وابستگی قومی وخویشاوندی کاسیان با اقوام آریایی دارد. گیریشمن از ایزد سروش و بانوی“ اشی” که در سر سنجاقهای لرستان تصویر شده است و در اشیاء مفرغی دو نمونه از خدایان سازندگان مفرغهای لرستان معرفی می کند که بعدا در شکا تکامل یافته خود وارد دین زردشت و فرهنگ قو آریایی شده اند.مذهب این مردمان برقدرت اسمانی تکیه داشت واساس این دین براعتقاد به خدای بزرگی که برموجودات آسمانی وفصول و تمام امور زندگی استیلا داشت مبتنی بود( پوپ)
از مهمترین خدایان کاسی:

 

  • خدای کاشو( خدای قبیله و نیای کاسیان شمرده می شده است
  • شیبارو یا شیمالی ( الهه قلل کوهستان)
  • شوکامون یا شومو خدای آتش زیر زمینی و حامی سلام شاهی و هاربه و شیحو از خدایان معزز
  • ومحترم بود
  • ساخ یا شورشاش خدای خورشید کامول و الهه 
  •  ایمیریا حامی خاندان شاهی
  • شوکا مونا و سومالیا محافظ خاندان سلطنتی کاسی

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:۱٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :


واژه کاســـی

واژه کاسی

  این واژه در زبان آشوری  به شکل  کاشو (kashsho) آمده است.در منابه مختلف به صورتهای  هسی، اوکسی ، اوکسیان ، و هوزی یا حوزی ، کوسی ، کوس سی، کاش شو، کوشین، کوسان، کاسو، کاسیت، کشو ،کاسیوس ، کوسای، کس-سی، کاسکان، کوسه، گواسان، کوش، کاسپی ، اکسایا، آکس-سی، کاسیستریس، به معنی قلع فلزی که در ناحیه کاسیها  بدست  می آید. استرابون  جغرافیدان  یونانی  از کاسیان  به نام کوسایویی یاد کرده است. امروزه نام  کاسپین یعنی  نام  قدیمی  دریای خزر  و شهر  قزوین  شکل دیگری  از واژه کاسی است . آشوریان  در هزار اول  پیش از میلاد  از سرزمین  و کشور کاسیها  به نام “ کارکاشی ” یاد کرده اند. بعد از انکه  کاسیها وارد ایران  شدند   ودر غرب  وجنوب غربی دریای  خزر  قرار گرفتند نام قوم خویش را (کاسی)= کاسپین  را بر دریای  مذکور نهادند. جورج کامرون و رشید یاسمی  معتقدن که  در قرن  24 قبل از میلاد  در ایلام  در محدوده جنوبی  قلمرو کاسیها به محلی برمی خوریم  که “ کاشن” نام دارد  واژه کاسی مفهومی  وسیع و عام داشته که فراتر  از لرستان بوده است . و گروههای از آنها  در اغلب  نقاط  آسیا ، اروپا  از  دجله تا سند از آسیای صغیر تا شمال  افغانستان  و سرزمیت  چین  مشاهده  می کنیم.

 


  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:۱٧ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧


منشا قومی و جغرافیایی کاسیها

منشا قومی و جغرافیایی کاسیها

  پروفسو ر مینورسکی  معتقداست  که اینها مردمی از سرزمین شمالی  بوده اند بنام کاشوها یا کاسیها که از قفقاز به سوی کوههای البرز سرازیر شده  واز آنجا  به منطقه کوهستانی زاگرس کوچ کرده اند و در این محل کم کم با تمدن بابلی و شوشی آشنا  شده اند.گواه منشا قومی وجغرافیای کاسیها قریب به 50  کلمه و نام خاص است  که با تر جمه  اکدی  در متون  لغوی  اشوری  و بابلی محفوظ است  و همچنین  مقداری اسامی  خاص  که در اسناد  تجاری  و اقتصادی  بابلی باقی مانده  و کتیبه ی شاهان  که مربوط به  هزاره دوم پیش از میلاد  به دست مارسیده  است . اکنون می توان این حدس  را بیشتر محتمل دانست که کاسیها   قبیله ای بودند  کوهستانی  و پیشه دامداری داشتند وبه زبانی به با ایلامی  قرابت داشت  سخن می گفتند.  نام کاسی  به اشکال  مختلف کاشی ( کاشو) ، کوسایی، کاسپین ( قزوین)، کاسیو، کار-کاسی، اکسایا ( نام قدیم همدان) و کاسیتریس به معنی قلع یا فلزی که در ناحیه کاسیها بدست می آید.

 

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:٠٩ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧


کاسیت ها

کاسیها

 

قوم دیگری که همزمان و به موازات ایلامیها بر بخشهایی از لرستان تسلط داشته ، کاسیها هستند . در مورد ریشه نژادی این قوم که گویا در مناطق شمالی و غرب لرستان اقامت داشته اند ، اختلاف نظر وجود دارد . عده ای از محققان و باستان شناسان آنها را بومیان نخستین لرستان دانسته و تعداد زیادی آنان را شعبه ای از قوم آریایی پنداشته که پیش از دیگر اقوام آریایی ماد و پارس به ایران مهاجرت کرده اند و پس از مدتی اقامت در کوههای قفقاز و سواحل دریای خزر سرانجام به سلسله جبال زاگرس پناه برده و در کوههای لرستان اقامت گزیده و پس از آمیزش با بومیان محل بانی تمدن تازه و درخشانی شده اند . به هر حال علی رغم اظهاراتی که در باره ریشه نژادی این قوم بیان شده ، آنان در زمان خود متمدن ترین ملل عصر خود بوده و چیره دستی فوق العاده ای در ساختن مصنوعات مفرغی داشته اند دوره مفرغ را دوره طلایی و شکوفایی هنر و تمدن لرستان می نامند. زیرا صنعتکاران مفرغ، هنرمندان زمان خود بوده اند و با اینکه تمدنهای رقیب هم مرز و هم زبانشان ظاهرا ریشه دارتر و آمیخته با فرهنگ قدیمیتری بوده اند، ولی هیچگاه رقیب این هنرمندان کوه نشین تازه به دشت آمده نشدند.

سرزمین محل سکونت آنان از هزاره سوم پیش از میلاد به این طرف، منطقه وسیعی شامل لرستان کنونی، ایلام و نهاوند بوده است. این مفرغ کاران که کاسیت ها می باشند، در مفرغ کاری خود از تمدنهای همجوار مثل بابلیان، سومریان، آشوریان و ایلامیان تاثیر گرفته و اشکالی از مفرغ متاثر از زندگی اجتماعی، اقتصادی و اعتقادی و باورهای خود ساخته اند. تحولات عصر مفرغ به طور مشخص به سه دوره: مفرغ قدیم (از 26000 تا 2000 ق.م)، عصر مفرغ میانه (از 2000 تا 1600 ق.م) و عصر مفرغ جدید (از 1600 تا 1300 ق.م) تقسیم می شود.

بیشترین مفرغ بدست آمده از لرستان به عصر مفرغ و بعد از آن (اوایل عصر آهن) تعلق دارد. انواع مفرغهای مشکوفه ساخته شده در لرستان به شرح زیر می باشداین اشیاء منتسب به قومی بنام کاسی است بر همین اساس متون آکدی از قومی بنام کاسی در هزاره دوم خبر می دهند . کاسیها(ساکنان لرستان) اقوامی با ریشه نژادی آریائی - آسیانیک از پیشتازان مهاجران اولیه به نجد ایران که پرورش دهندگان اسب و خالق اشیاء مفرغی شگفت انگیز بودند وزندگی اجتماعی مبتنی بر کوچ و مهاجرت داشته اند.

محصولات مفرغی این این زمان به دلیل علاقه این قوم به اسب وسوارکاری، لگام ومهار اسب و حلقه های زیرین، تسمه، رکاب و دیگر افزارهای سواری و نیز سلاح های دستی چون گرز، تبر، شمشیر، خنجر و بویژه بتهای مختلف بود. در دسته غالب این ابزارها ترسیم دقیق و شکیل سر اسب یا شیر دیده می شود، چندان که یال و چشم علاوه بر ...

تحقیف و باز شناسی و معرفی این پشتوانه های مادی و معنوی می تواند در شناسایی چهره ای درست از استان به جهانیان، نقش عمده ای را ایفا کند.

 

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧


مروری بر اوضاع جغرافیایی و طبیعی

سرزمینی که لرستانش می خوانند ، عضوی از پیکر پرصلابت ایران زمین ، در بخش غربی ایران و مسمی به اسم ساکنانش ، یعنی طایفه های مختلف لر است . دیواره کوهستانی زاگرس ، دروازه طبیعی سرزمین ایران و از گذرگاههای پند آموز تاریخ جهان به شمار می رود . که بین 46درجه و51دقیقه تا 50 درجه و22 دقیقه عرض شمالی درسلسله جبال زاگرس میانی واقع شده است

سرزمین به زاگــرس کوههــای رشته قلل ترین رفیع . باشد می کوچک دشت چند و آبرفتی دره منحصر ، آن هموار قسمت که نحوی است بودن کوهستانی خطه این طبیعی ویژگیهای از داده اختصاص خود را ایران گستره بخشی مربع کیلومتر هزار سی حدود وسعتی با لرستان کنونی

طور موازی از شمال غرب به جنوب شرق ، سراسر استان را فرا گرفته اندلرستان از طرف شمال به همدان و شمال غرب به کرمانشاه و از طرف شمال شرق و مشرق به استان مرکزی و اصفهان و از طرف جنوب و جنوب غرب هم به خوزستان و ایلام محدود است . این استان با بیش از 1600000 نفر جمعیت 6/2 درصد جمعیت کشور را دارا می باشد . بنابراین استان لرستان از حیث مساحت و نیز جمعیت رتبه چهاردهم را بین استانهای کشور حائز گردیده است.

استان لرستان دارای 9 شهرستان ، 25 بخش ، 12 شهر ، 81 دهستان و 2842 آبادی مسکونی می باشداستان لرستان دارای اقالیم مختلف و متنوع بوده ، به طوریکه شمال آن با آب وهوای سرد شروع و جنوب آن به اقلیم گرم ختم می شود . تنوع وسیع آب و هوایی در استان شرایطی به وجود آورده که در بسیاری از متون از آن به عنوان شمایی از کشور پهناور ایران اسلامی منهای مناطق کویری یاد کرده اند .

میانگین بارندگی استان 8/606 میلی متر است.

 

  
نویسنده : معتمدی سکوندی ; ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳ مهر ۱۳۸٧
تگ ها :